شروعی دوباره ...
تردیدها به ما خیانت میکنند تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم

دل نوشت:چگونه همیشه به یادت باشم وقتی که فقط در رنجها صدایت میکنم؟
و چگونه صدایت کنم در حالی که می دانم فاصله،توهمی بیش نیست.
وقتی پریشانم،به ارامش رود ودرخت وپرنده که همیشه به یادت هستند
غبطه می خورم،بعد از این همه تلاش برای داشتن همه چیز در دنیاچرا
دره ی ژرف تهی بودن در مقابلم ظاهر شده؟من آماده ام اما برای رفتن به کجا؟
به من بگو کجا به انتظارم نبوده ای که بخواهم بیایم؟
معبودم:تجربه ی آرامش تنها با تو میسر است،من شروع کردم
خودت گفتی شروع کن،یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من...
دره ی ژرف تهی بودن در مقابلم ظاهر شده؟من آماده ام اما برای رفتن به کجا؟
به من بگو کجا به انتظارم نبوده ای که بخواهم بیایم؟
معبودم:تجربه ی آرامش تنها با تو میسر است،من شروع کردم
خودت گفتی شروع کن،یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۸ ساعت 9:49 توسط سکوت
|
چون خلافت رشته از قرآن گسیخت