....
دستهای...
کوچکش به زور به شیشه های...
ماشین شاسی بلند حاجی می رسد...
التماس میکند.
آقا آقا...
تو رو خدا...
یه شاخه گل ازم میخری؟
و حاجی بی تفاوت تسبیح درشتش را می گرداند...
و برای فرج آقا دعا میکرد!!

دستهای...
کوچکش به زور به شیشه های...
ماشین شاسی بلند حاجی می رسد...
التماس میکند.
آقا آقا...
تو رو خدا...
یه شاخه گل ازم میخری؟
و حاجی بی تفاوت تسبیح درشتش را می گرداند...
و برای فرج آقا دعا میکرد!!

ما کی هستیم ...
نگاه کن..


آری... ما ذره ایی بیش نیستیم
خدایا؛
مستجاب کن دعای مادری را که؛
هیچ آرزویی جز خوشبختی؛
و هیچ هدیه ای جز عشق و محبت؛
برای فرزندش ندارد؛
و شاید، فرزند هرگز نداند ...!
سلامتی پدری که "نمی توانم" را
در چشمانش زیاد دیدیم
ولی از زبانش هرگز نشنیدم.....!
تا زمان میگذرد زندگی میگذرد
زندگی در گذر است آدمی رهگذر است
زندگی یک سفر است آدمی همسفر است
آنچه می ماند از او راه و رسم سفر است.
آنقدر مشغول بزرگ شدن هستيم که
گاهي فراموش ميکنيم پدر و مادرمان در حال پير شدن هستند..

...وما برای عروج به آسمان آفریده شده ایم
خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...


او امیدش به من و تو فرزندان دبستانی دیروز بود
و حالا من و تو سال ها از عمرمان میگذرد دیگر ان بچه های دبستانی نیستیم
دیگر تصمیم میگیریم
فکر میکنیم
حرکت میکنیم
تاریکی و روشنایی را میشناسیم
انتخاب میکنیم
ولی ایا درست انتخاب میکنیم؟؟؟؟؟؟؟
شاید حجاب انتخابت نباشد
ولی خداییش حیا را انتخاب کن
شاید ساپورت انتخابت باشد
ولی یک ذره غرور هم انتخاب کن تا سبدت خالی نباشد
آبجی گلم شاید انتخابت مانتو کوتاه باشد عیب نداره ولی یک روسری
بزرگ منشی و شخصیت هم انتخاب کن
امتحان کن
امتحان این سال ها سخت تر از سال های پیش است
رو ح خدا را ناراحت نکن
امیدش به دبستانی های بزرگ بود
نه .........

