....


دستهای...

کوچکش به زور به شیشه های...

ماشین شاسی بلند حاجی می رسد...

التماس میکند.

آقا آقا...

تو رو خدا...

یه شاخه گل ازم میخری؟

و حاجی بی تفاوت تسبیح درشتش را می گرداند...

و برای فرج آقا دعا میکرد!!


آسمان بار امانت نتوانست کشید..

قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند!!!

ما کی هستیم ...

نگاه کن..


http://apod.nasa.gov/apod/image/1210/NGC6164Web_goldman.jpg

http://news.nationalgeographic.com/news/2008/12/photogalleries/top-ten-space-photos/images/primary/5_toptenspace_461.jpg


آری...  ما ذره ایی  بیش نیستیم


خدایا ...


خدایا؛

مستجاب کن دعای مادری را که؛

هیچ آرزویی جز خوشبختی؛

و هیچ هدیه ای جز عشق و محبت؛

برای فرزندش ندارد؛

و شاید، فرزند هرگز نداند ...!



پــــــــــــــدر

تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست..

اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند..


سلامتی پدری که "نمی توانم" را

در چشمانش زیاد دیدیم

ولی از زبانش هرگز نشنیدم.....!



تا زمان می‌گذرد زندگی می‌گذرد

زندگی در گذر است آدمی رهگذر است

زندگی یک سفر است آدمی همسفر است

آنچه می ماند از او راه و رسم سفر است.



آنقدر مشغول بزرگ شدن هستيم که


گاهي فراموش ميکنيم پدر و مادرمان در حال پير شدن هستند..


شروعی دوباره ...

تردیدها به ما خیانت میکنند تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم



دل نوشت:چگونه همیشه به یادت باشم وقتی که فقط در رنجها صدایت میکنم؟

و چگونه صدایت کنم در حالی که می دانم فاصله،توهمی بیش نیست.

وقتی پریشانم،به ارامش رود ودرخت وپرنده که همیشه به یادت هستند

غبطه می خورم،بعد از این همه تلاش برای داشتن همه چیز در دنیاچرا

 دره ی ژرف تهی بودن در مقابلم ظاهر شده؟
من آماده ام اما برای رفتن به کجا؟


به من بگو کجا به انتظارم نبوده ای که بخواهم بیایم؟


معبودم:تجربه ی آرامش تنها با تو میسر است،من شروع کردم

خودت گفتی شروع کن،یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من...

آتش


...وما برای عروج به آسمان آفریده شده ایم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...



قبل از تولد و برای بدنیا آمدن،خودمان را در دریایی از آب قرار میدهیم

بعد از تولد  وبرای زندگی،در اقیانوسی از هوا وبا مردن در میان خروارها خاک

امیدوارم این چرخه رو با آتش تکمیل نکنیم...خدایا پناه برتو از این دنیای پر از هوا

خدایا در این سفر پربلا،آب ،باد وخاک را تحمل کردم از آتش به تو پناه میبرم...

خدایا من یک مسافرم......

دل نوشت:افسوس که تا دیروز قسمتی از آخرت را می فروختیم تا دنیا را بدست آوریم و

صد افسوس که امروز ،از دنیامون هزینه می کنیم تا باقی آخرتمون رو هم خراب کنیم...!!!

او امیدش به دبستانی ها بود!!!!!!!!


http://pelakfa1.blogfa.com/



او امیدش به من و تو فرزندان دبستانی دیروز بود 

و حالا من و تو سال ها از عمرمان میگذرد دیگر ان بچه های دبستانی نیستیم 

دیگر تصمیم میگیریم 

فکر میکنیم 

حرکت میکنیم 

تاریکی و روشنایی را میشناسیم 

انتخاب میکنیم 

ولی ایا درست انتخاب میکنیم؟؟؟؟؟؟؟

شاید حجاب انتخابت نباشد 

ولی خداییش حیا را انتخاب کن 

شاید ساپورت انتخابت باشد 

ولی  یک ذره  غرور هم انتخاب کن تا سبدت خالی نباشد 

آبجی گلم شاید انتخابت مانتو کوتاه باشد عیب نداره ولی یک روسری

 بزرگ منشی و شخصیت هم انتخاب کن

امتحان کن 

امتحان این سال ها سخت تر از سال های پیش  است 

رو ح خدا را ناراحت نکن 

امیدش به دبستانی های بزرگ بود 

نه .........

"یا با خدایی یا با شیطان"


هیچ وقت فکر نکن

 که در یک مکان تنها هستی...

 چون هیچ وقت

 انسان تنها نیست !

"یا با خدایی یا با شیطان"

عکس متحرک طبیعت

غیبت نکنیم ...